تبليغاتX
شعر بازیگر
شاعرها همه دیوانه اند حتی اگر خلافش ثابت شود
 

تقصیرت نیست

خب ترا برداشته اند برای خودشان

وبه من که قشنگ ترین اشکهای دنیا را

در آستینم تجربه کرده ام

وسهامدار بییشترین بیمارستانهای بی بیمارم

دسترسی نداری

تقصیرت نیست

خب تو برای خودت مرد شده ای

در بیشتر زوایای احساسیم می شکنم

 که زنم

در بیشتر چاله هائی که می کنم

خود را می افکنم

که زنم

اصلا بیشتر طرفدار مردها شده ای

خب تو دیگر برای خودت مرد شده ای

احساس میکنم

باید تو را بردارم

وبرای روز مبادا

روی تاج سرم بگذارم

ولی افسوس

تو دستی دستی در دسترس نیستی

تقصیرت نیست

خب تورا برداشته اند برای خودشان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 0:19  توسط ندا نسیما  | 

چاقو بوی خون شنید

واز روی پیشخوان افتاد

پوست پیازها را کند

واشک غوره ها را درآورد

کاردهای جانی

گوجه های زخمی را سر بریدند

رنده دنده هایش را تیز کرد

وگوشت سیب زمینی ها را ریخت

قارچ های سرباز

سپر بلای اسپاگتی های پناهنده شدند

ماهی های کنسرو شده

در تابوتهایشان به تصرف در آمدند

ودر دیس های سلطنتی

با آرایش نظامی یکدست ایستادند

دستم برید

وخون انگشتم با آبغوره ها آمیخت

صلحی در کار نیست

میهمانان عزیز بفرمایید!

سالاد فصل آماده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 0:5  توسط ندا نسیما  | 

فارسی:

افسوس

روزگاری 

روزگاری داشتم

و حالا سنی از من گذشته است

کسی حرمت کلمات سفید مرا نگاه نمیدارد

لاتین:

تو به اوج باز خواهی گشت

 جزر خورشیدو مد ماه

خوابت نمی کند و بیدارت

بیداریت مداوم باد

تپش طوفان و تیک تاک نسیم

افتانت نمیکندو خیزانت

حیرانت نمیکند فوران مشتی حروف

فارسی:

حرف یک حرف و دو حرف نیست

حرف از جریانی است

که برخلاف آب و خاک سرزمینی جاوید

ایستاده است

جریان

جریان ویرانی است

و بیداری بیجایی

که به زودی خواهد خوابید

لاتین:

بخواب فارسی بزرگ تو زخم خورده ای

خون زیادی از تو رفته است

نسیما پرستار کلمات است

 تو را آرام خواهد کرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 16:36  توسط ندا نسیما  |